تبلیغات
TOP - عشق اولم ....
پنجشنبه 22 مهر 1389

عشق اولم ....

   نوشته شده توسط: علی    

زمانی که 15 سالمونه عاشق پسری میشیم ،همه بهمون می گن شما بچه اید از زندگی چی می فهمید این عشق، عشق بچگانه است تمام کائنات دیگه دست به کار میشن که این عشق رو از ما بگیرن اون موقع درکش خیلی سخته گریه می کنیم منت می کشیم اما آخرش باز مجبور میشیم اون عشق رو ترک کنیم عشقی که سراسر از پاکی و زیبایی
حیف......
زمانی که 18ساله و عاشق میشیم ، فکر می کنیم دیگه بزرگ شدیم این عشق رو با تمام وجود پرورش می دیم هرکاری واسش می کنیم از علاقمون می گذریم از همچی .....
اما 1 روز می فهمیم که همه راه رو اشتباه اومدیم وباید تمام مسیر رو برگردیم ولی این بار با روحی خسته ...
تنها چیزی که از این عشق برامون باقی مونده: خیانت و دروغ و دو رنگیه
زمانی هم که 22 سالمون میشه باز 1 بار دیگه عاشق میشیم امااااااااا این بار عاشق کسی میشیم که برای ما فقط پس موندهایی از عشق قدیمیش رو داره .......
وقتی تو چشمای عشقمون نگاه می کنیم خیلی راحت می تونیم سایه های معشوق قبلیش رو ببینیم وقتی باهاش عشق بازی می کنیم حضور نفسهای معشوق قبلی رو لمس میکنیدم
وووووو فقط لبخند می زنیم ...
دلم می خواد دوباره 15 ساله بشم تا عشق اولم رو داشته باشم من عشق کودکانمو می خوام عشقی که توش حضور هیچ کس جزء خودم و خودش رو احساس نمی کردم
دلم برات تنگ شده ...................................عشق اولم